سه شعر ناب امام حسین علیه السلام
|
گفتم چه بگویم به بلا گفت حسین جان گفتم که مرا چیست دوا گفت حسین جان گفتم بده ذکری که دوای همه درد است اعجاز نماید همه جا گفت حسین جان گفتم که رهی نیست مرا جانب معشوق من با چه روم کرب وبلا گفت حسین جان گفتم که بگو ناب ترین ذکر خدا چیست؟ از روز ازل در دو سرا گفت حسین جان گفتم که خدا سخت غضب کرد چه گویم تا آنکه شود باز رضا گفت حسین جان گفتم چه بود ذکر شهیدان که ز رحمت زهرا همه را کرده سوا گفت حسین جان گفتم چه کنم تا که شوم اهل ولایت تا آنکه رسم من به خدا گفت حسین جان گفتم چه کنم وقت اجل یار بیاید گیرد سر من بر روی پا گفت حسین جان گفتم که چگونه دل مهدی به کف ارم هنگام سحر وقت دعا گفت حسین جان گفتم که چه بگویم که خدا روز قیامت مارا بخرد با شهدا گفت حسین جان گفتم زلب زینب کبری چه شنیدی؟ چون دید زتن راس جدا گفت حسین جان گفتم که سحر دختر دردانه چه می گفت تا حاجت او گشت روا گفت حسین جان گفتم ز گلوی علی اصغر چه شنیدی؟ وقتی که سرش گشت جدا گفت حسین جان گفتم سخن آخر عباس چه بوده؟ با دست جدا فرق دوتا گفت حسین جان جواد حیدری
|
دانی که چرا آب فرات است گل آلود ؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)