من بر سر راه عشق زانو زده ام
شمس ولایت هم قمر دارد به میقات الرضا
ای با حقیقت واقفان ای عارفان، ای عارفان
طوبای عرفان برگ و بر دارد به میقات الرضا
نور علی نور است این یا جلوه ی طور است این
یا خود نشان از آن شجر دارد به میقات الرضا
خورشید تا سر می زند در این حرم پر می زند
هر روز گل باران زر دارد به میقات الرضا
رونق ندارد نور ازاو تا وام گیرد نور از او
مهتاب هم شوق سفر دارد به میقات الرضا
چون ماه روشن می شود، چون باغ گلشن می شود
هر دل که آهی شعله ور دارد به میقات الرضا
چون عطر گل در بوستان هر شب دعای دوستان
هر بار با مرغ سحر دارد به میقات الرضا
جامش شود لبریزتر، صبحش سعادت خیزتر
هر کس ارادت بیشتر دارد به میقات الرضا
پیچیده در این سرزمین بوی خوش روح الامین
جبریل هم گاهی گذر دارد به میقات الرضا
دارند اینجا یاسها شرقی ترین احساسها
یعنی که زهرا هم نظر دارد به میقات الرضا
خورشید غایب از نظر یعنی امام منتظر
از شور و حال ما خبر دارد به میقات الرضا
توحید نخلی پر ثمر، دارد به میقات الرضا
شمس ولایت هم قمر دارد به میقات الرضا##################
از افق خــورشید چون آید برون هــر صبحگاه
می شود با بـوسه از گلدسته هایت خــوشه چین
ای شـــکوه بارگاهــــت بــــرتر از عــرش برین
ای غـــلام کــــمترین ِ درگــــه ات روح الامیـــن
ای نبـــی را پاره تـن ای علـــی را نـــور عیـــن
قبلـــه هفتـــم ولـــیّ حـــُسن امـــــام هشتمیـــــن
من چه گویـــم در مقامـــت کز مقـــام و مــرتبت
مـــادرت باشد به عالم دخـــت ختـــم المـــرسلین
بـــی پناهم مــن پناهـــم ده کـــه از فـــرط گنـــاه
خــواب راهت نیست چشمم را بـــه روز واپسین
دســت رد بـــر سینه ام مولـــی مزن گرچــه بدم
توشه ای بر من عنـایت کن که هستم بــی معین###
خوشا! دلی که می تپد، هماره از برای تو
خوشا! دلی که جز رضا دمی رضا نمیشود
در آتش است دم به دم ز عشق جانفزای تو
تو امتداد آبی زلال بیکرانهای
که مست گشته عالمی، ز جرعهی ولای تو
تو آفتاب روشنی به لحظه لحظه باورم
صفای باغ خاطرم ز روی باصفای تو
حضور سبز روشنت ، غروب غصههای من
صفای خلوت دلم ، زلال روشنای تو
به راه جاودانهام، به عاشقی یگانهام
تمام لحظههای من ، معطر از ثنای تو
کبوتر دلم ببین چه عاشقانه پر کشید!
در آسمان آبی خیال دلگشای تو
ببر مرا به خلوت همیشه آفتابیات
پناه آخرین من ، فدای تو ، فدای تو
مرا بخوان به درگهت ، که بیقرار بودنم
تمام هستیام رضا ! نثار خاک پای تو
گل ستاره میدمد به یادت از دو دیدهام
قسم به حرمت رضا ، رضای من رضای تو
ز مهربانی تو من چه قصهها شنیدهام
ز لطف بینهایت و ز بخشش و عطای تو
در انتظار مانده دل ، دل غریب « نسترن »
امید آن که میرسد به درد من دوای تو
چشم دل دارم به سویت یا علی موسیالرضا
برندارم سر زکویت یا علی موسیالرضا
روز میلادت مبارک باد برآل رسول
هم به مشتاقان رویت یا علیموسیالرضا
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)