ولادت امام حسن مجتبی(ع)

آتش از مهر تو می گردد گلستان یا حسن

خار را فیض تو سازد لاله باران یا حسن

گر نسیمی از سر کویت وزد سوی جحیم

ناز در محشر کند بر باغ رضوان یا حسن

نی عجب کز شعله خیزد لاله در دامان حشر

گر برد نام تو را در نار، شیطان یا حسن

نیست هرگز دفتر اوصاف تو پایان پذیر

گرچه آید عمر این عالم به پایان یا حسن

از دو قرص نان بود کمتر به چشمش مهر و ماه

هر که گردد بر سر خوان تو مهمان یا حسن

هر که بی مهر تو دعویّ مسلمانی کند

کافرم خوانم اگر او را مسلمان یا حسن

گر کند روزی هزاران ختم قرآن دشمنت

نیست غیر از دشمن قرآن به قرآن یا حسن

تو کریم اهل بیتی ای کریم اهل بیت

عالمت یکسر گدا بر باب احسان یا حسن

دشمنت کز دشمنی در پیش رو دشمنام داد

شد خجل از جودت ای دریای غفران یا حسن

طاعت کونین اگر آرند روز حشر خلق

نیست با یک ذرّه از مهر تو میزان یا حسن

دشمنت در آتش قهر خدا سوزد چنان

کز عذابش می شود دوزخ گریزان یا حسن

تربتت بی سقف از آن باشد که در هر بامداد

بوسه بر قبرت زند مهر فروزان یا حسن

مدح تو ای پاکتر از آیه ی تطهیرهم

ناید از دست من آلوده دامان یا حسن

از مزار بی چراغت می‌دمد هر صبح و شام

بر دل اهل تولّی نور ایمان یا حسن

خاک گَرد حائرت یا گَرد راه زائرت

درد بی درمان عالم راست درمان یا حسن

گر شوم بهر گدائی ساکن باب البقیع

می فروشم ناز بر مُلک سلیمان یا حسن

صلح تو کم نیست در تاریخ از جنگ حسین

بلکه شد این جنگ را آن صلح بنیان یا حسن

صلح و جنگ و صبر و فریاد و سکوت و مهر و قهر

تا قیامت از تو می گیرند فرمان یا حسن

اولیا با صلح تو تا صبح محشر سرفراز

انبیا از صبر تو ماتند و حیران یا حسن

مصطفی از کودکی بوسیده لب های تو را

در دهانت رازها می دید پنهان یا حسن

گه به دوش و گه به زانو گه به گردن گه به پشت

گاه در بر می گرفتت خوش تر از جان یا حسن

گفت پیغمبر که هر چشمی بگرید در غمت

نیست در روز جزا آن چشم گریان یا حسن

دوست دارم چون چراغ لاله سوزم در بقیع

آب گردم شمع سان در آن بیابان یا حسن

دوست دارم روی بگذارم به روی تربتت

گرچه مانع می شود خصم تو از آن یا حسن

دوست دارم ماهی دریا شوم تا از غمت

بحر را پیچم به هم مانند طوفان یا حسن

هر کسی از دشمنان آزار بیند لیک تو

دیده ای از دوستان رنج فراوان یا حسن

گرچه عمری با جفای همرهانت ساختی

سوختی هر روز چون شمع شبستان یا حسن

روز و شب خون شد دلت تا همسرت شد قاتلت

ریخت در کامت شرار زهر سوزان یا حسن

جعده جغدی بود و در گلخانه ی زهرا نشست

باغبان را کشت تنها در گلستان یا حسن

آنچه تو از یار دیدی دشمن از دشمن ندید

ای غریبِ خانه، ای مظلوم دوران یا حسن

چون غریبان در وطن جان دادی ای جان جهان

شد وطن در ماتمت شام غریبان یا حسن

با که گویم بر سر دوش عزیزان جای گل

جسم بهتر از گلت شد تیر باران یا حسن

گرچه ممکن نیست با گفتار، شرح غربتت

غربتت از تربتت باشد نمایان یا حسن

گر دهد مهلت عدو «میثم» کند قبر تو را

لاله باران با دو چشم اشک افشان یا حسن

آقای سازگار

***************

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات

ما را نوشته اند گدای کریم ها

چشمِ امید ما به عطای کریم ها

امروز نه ز روز ازل مست او شدیم

این هم عنایتی ز خدای کریم ها

حاجت نمی بریم به پیش طبیب شهر

ما را بس است خاکِ عبای کریم ها

روزیّ جن و انس و ملک دست مجتبی ست

کاری ندارد این که برای کریم ها

ما را حسین گریه کن مجتبی نوشت

هر کس حسینی است فدای کریم ها

کوریِ چشم دشمن بدخواه مجتبی

عرش خداست صحن و سرای کریم ها

ما را ببر بقیع و ز ما جان ما بگیر

این جان چه قابل است به پای کریم ها

آقای ایزدی

*****************

ولادت امام حسن مجتبی(ع)

از حُسنِ نبی، در دو جهان، محشری آمد

آغازگرِ فوت و فنِ دلبری آمد

ماهِ رمضان، عطر امامِ حسن آورد

با آمدنش، رایحه ی قمصری آمد

هم چون پدر و مادرِ خود، یکسره نور است

قرصِ قمرِ "فاطمی" و "حیدری" آمد

عالم، همه "ماتِ "رخِ" زیبای حسن شد

در "عرصه" ی "آن"،یوسف زیباتری آمد

بخشید همه ملکِ سلیمانیِ خود را

در دستِ کریمش اگر انگشتری آمد

یک مست میان فقرا آمده امشب

در را بگشا! ساقیِ بی ساغری آمد!

عارفه دهقانی

***************

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

کریم های دو عالم به نام زاده شدند

زبانزد همه ی خاص و عام زاده شدند

اگر که ظرف نباشد توقع مِی نیست

شراب ها همه از فیض جام زاده شدند

چقدر خام شدم تا مرا کمی بپزند

پیاله ها همه از خشت خام زاده شدند

تو امر کردی و تکویناً استجابت شد

و عاشقان تو با یک کلام زاده شدند

جواب دادن تو اشتیاق می آرد

سلام ها ز علیک السلام زاده شدند

چه خوب شد که محبان حلال زاده ی عشق

و دشمنان حَسن هم حرام زاده شدند

حسن حسین و یقیناً حسین هم حسن است

نشسته ام که ببینم کدام زاده شدند

همین دو تا پسر فاطمه همان اول

امام زاده شدند و امام زاده شدند

چقدر دور و بر تو فرشته ریخته است

بزرگ ها همه با احترام زاده شدند

بساط نوکری ما کنار تو پهن است

از اول ایل و تبارم غلام زاده شدند

عجیب نیست به دنبال گنبدت هستیم

کبوتران همه بالای بام زاده شدند

چه بهتر است که بنشینی و سکوت کنی

که از قعود تو صدها قیام زاده شدند



 ايدوست به پيغام تو شادم اگر آيدچشمم به در و پيك وصالت زدرآيدگويند سحر بوى سر زلف تو داردبنشسته‏ام ايدوست كه وقت سحر آيددر بين محبان تو هستم به سلامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتآواز به لب دارم و طرف چمن آيمبا نام تو بر درگه حق در سخن آيمتا اينكه در رحمت حق را بگشايىبا ناله يا محسن حق الحسن آيمكرده غم ما در دل ناز تو اقامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتاى سبزى و زيبايى بستان محمدسرسبزترين گل به گلستان محمدبر دست خدا در سحر ناز نشستىچون جاى تو باشد روى دستان محمداين عرش نشينى بود از اوج مقامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتماه رمضان سفره لطف و كرم تستفقر من مسكين بخدا همّ و غم تستكردى تو سلامى عوض تهمت شامىيمشون على الارض به وصف قدم تستآيات خدا آمده در وصف مقامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتسگ راز سر سفره خود طرد نكردىبا دشمن خود آنچه كه او كرد نكردىگرمى دل و زندگى ما كرم تستجانم بفدايت كه دلم سرد نكردىنورى بده بر جان و دل از فيض كلامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتاى قبله حاجات خريدار گداباشما را تو نگهدار به درگاه خدا باشاينجا من دلخسته به دنبال تو هستممحشر تو به دنبال من بى سر و پا باشاى صاحب دستور شفاعت به قيامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتكوثر ز قدوم تو به حق مستند آمدبر ابترى دشمن احمد سند آمدگفتند ملائك كه حسن نام على راتا در همه جا خوب و مصفا كند آمدتوصيف على بوده، به هر لحظه پيامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتآئينه احسان قديم تو حسين استروشنگر دستان كريم تو حسين استدر وصف مقام تو همين بس كه به عالمدلداده و سرباز حريم تو حسين استعبد تو حسين گشت و على بود امامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتاى ديده ما چشمه ابر تو حسن جاناى كرب و بلا حاصل صبر تو حسن جانچون قبله تو قبر گل گمشده باشدبا خاك برابر شده قبر تو حسن جانخورشيد به روز و مه شب زائر شامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتسرباز صف اول صفين تو بودىآرى گره جنگ جمل را تو گشودىهستى به خدا عين على حيدر ديگرآرى تو امامى به قيامى و قعودىصلح تو بود اوج غريبى و كرامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتما مهر تو داريم و به آن مفتخر استيمدر راه حسين عبد تو قرص قمر استيماى خونجگر از زخم زبانهاى مدينهعمرى است پريشان تو پاره جگر استيممظلومترين رهبر وادى امامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامتتاريخ نديده است به خود مثل تو مظلومبودى تو پس از مادر خود بى كس و مغموماز بسكه شدى طالب رخسار كبودشبا دست زن خويش شدى كشته و مسمومهر چند كه شيرين  شده آن زهر به كامتاى آنكه كريمى و كرم زنده ز نامت
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
سرود دسته جمعی  ۱
مدینه شد غرق شادی و شور         
که می آید پیک نور وسرور
بهار آمد با نگار آمد
صفا دارد خنده های بهشت
عجب زیبا این چکامه نوشت
بریز ایدل گل که یار آمد
حسن آمد  ... حسن آمد .... گرفته جا روی دوش علی
حسن آمد ....حسن آمد.....گل سبز ولاله پوش علی
بیا ساقی جام من بکف است
که هنگام مستی و شعف است
هوای مستان بسر دارم
بنوشانم می زجام ولا
که می تابد ماه عشق و وفا
شبم گفتا خوش سحر دارم
نور ایمانم  گشته مهمانم    چون حسن آمد جان جانانم
صفای او ...  وفای او... سخای او بر همه پیداست
حسن آمد ..حسن آمد....که میلادش شادی زهراست
جلال او مظهر ازلی    جمال او عکس روی علی   خوشا چشمی روی اوبیند
اگر آید .... دراین محفل ...بپای او سر گذارم من
اگر گوید ....تو از مائی ....خدا داند غم ندارم من
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤۴
سرود دسته جمعی ۲
امشب آمد نگار من از راه
آمد عید کریم آل الله
شب علی سر شد      فاطمه مادر شد
روشن از این مولود     چشم پیمبر شد
ای ماه تابانم       مولا حسن جانم مولا حسن جانم
دامن دامن ز گلشن کوثر
گل می ریزد به شهر پیغمبر
هستی امشب چشم تماشا شد
مست روی عزیز زهرا شد
گل به چمن آمد     امید من آمد
بشارت ای یاران     عید حسن آمد
ای ماه تابانم   مولا حسن جانم مولا حسن جانم
زجام تو مستم     من بتو دلبستم   ببین توای مولا   که من تهیدستم
توزینت بخش ماه قرآنی
تو شمع بزم روزه دارانی
ای گل خوشبویم    نظر نما سویم
که تانفس دارم    حسن حسن گویم
ای ماه تابانم   مولا حسن جانم مولا حسن جانم
آنکه صبرش شکوفه غم بود
یثرب او را چو کوفه غم بود
دل خدا جویش    اسیر غمها بود
چو باب مظلومش     همیشه تنها بود
گنج مهرت به سینه دارم من
در دل شوق مدینه دارم من
توملت ما را      همیشه یاور باش
به عرصه عالم     حامی رهبر باش
ای ماه تابانم       مولا حسن جانم مولا حسن جانم
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
سرود  دسته جمعی ۳
دلم امشب صفا دارد       
همه شور دعا دارد
شده چشم و نظر امشب      
سوی بیت الولا دارد
گل باغ ولا آمد
حسن مجتبی آمد
امشب از یمن میلادش
به دل ما صفا آمد
از فدم او      خانه زهرا    شوق و طراوت گرفته
شهر مدینه     حال و هوای   وادی جنت گرفته
آنکه محراب من باشد
بخدا طاق ابرویش
سحر از دامن زهرا
زده سر گلشن رویش
دل وجانم فدای او
سر من خاک پای او
او کریم است و او مولا
من مسکین گدای او
سبط پیمبر     هستی حیدر     زاده کوثر حسن جان
جان جهان و   روح روان و  بر همه رهبر حسن جان
شده بیت الولا امشب غرق نور از حضورت
                    شده هستی تماشائی زتجلای نورت
حسنی تو که در پایت دل عالم فتاده
                   لب لعل رسول الله به لبت بوسه داده
باغ وبهارم        صبر و قرارم      مونس و یارم حسن جان
پشت وپناهم      عزت و جاهم     دارو ندارم حسن جان
دل عاشق چه میگردی
به هوای بقیعش
بزن از عشق او جامی
به صفای بقیعش
دل زارم هوائی شد
به هوای حریمش
چشم هستی بود امشب
سوی دست کریمش
سبط پیمبر    هستی حیدر          زاده کوثر حسن جان
جان جهان و     روح روان و           حامی رهبر حسن جان
************************************
در میلاد حضرت امام حسن
عید است و یا نیمۀ ماه رمضان است؟
از هر دو بگویم که هم این است و هم آن است
عیدی که به ماه رمضان داد تجلی
ماهی که در آن روی خداوند، عیان است
ریزد دُر مدح حسن از درج دهان‌ها
یا نام دل‌انگیز حسن نقل دهان‌ است
قرآن علی در بغل ام‌ابیهاست
بر خال و خطش چشم محمّد نگران است
این بضعۀ پیغمبر و این یوسف زهراست
این جان جهان جان جهان جان جهان است
در بین امامان به کرامت شده مشهور
یک گوشه ز بیت‌الکرمش باغ جنان است
سرتا به قدم یکسره روح است چه روحی
روحی است که بر پیکر توحید روان است
تا حشر زند از گلوی خون خدا موج
خونی که به رگ‌های حسن در جریان است
صبرش سپر سینۀ دین بود، وگرنه
هر یک مژه‌اش تیر و دو ابروش کمان است
داند چو پدر در کند از قلعۀ خیبر
آنجا که عین است چه حاجت به بیان است
با چشم خیالش منگر فوق خیال است
در حق گمانش نشمر فوق گمان است
گر پایۀ قدرش نگری فوق گمان‌ها
ور مدّت عمرش نگری کلّ زمان است

در خال و خطش هر چه بخوانید و ببینید
از بوسـۀ پیغمبـر اسـلام نشــان است
********************************
در میلاد حضرت امام حسن
این ماه رسول است که از ماه صیامش
پیوسته درود و صلوات است و سلامش
برتر بوَد از منقبت و مدح خلایق
قدر و شرف و عزت و اجلال و مقامش
روشن شده چشم علی از پرتو حسنش
شیرین شده کام نبی از شهد کلامش
هم فوج ملایک همه افتاده به خاکش
هم خیل نبیّین همه خواندند امامش
رضوان اگر از دوستی‌اش دست بدارد
والله قسم بوی بهشت است حرامش
دشنام شنیدن کرم و لطف نمودن
این است همان عادت و احسان و مرامش
بر آب بقا ناز کند تا صف محشر
گر خضر گذارد لب خود بر لب جامش
در حسن خداییش ببینید و ببینید
خلق خوش جد خوی پدر عصمت مامش
از بس‌که حسن در حسن است‌و همه حُسن است
از سوی خداوند حسن آمده نامش
نبْود عجب آرند اگر دست توسّل
خیل ملک از عرش به مرغ لب بامش
فریاد حسین‌بن علی داشت سکوتش
شمشیر شرر بار علی بود پیامش
بر تربت بی‌شمع و چراغش بنویسید
والله قسم صبر حسن بود قیامش
زیباتر و بالاتر از این است که هر صبح
یا مهر بخوانند و یا ماه تمامش
بالله نگفتند نگفتند نگفتند
گویند اگر خلق جهان مدح مدامش
من خارم و اوصاف گل از خار نیارید
ایـن کـار جـز از خالق دادار نیاید
******************************
در میلاد حضرت امام حسن
این آینۀ حسن خداوند تعالاست
این پرتو حسن ازل از صبح تجلّاست
این سورۀ یاسین به روی دامن کوثر
این مصحف نور است که بر شانۀ طاهاست
این نجل علی اشرف اولاد محمّد
این خوب‌ترین سلسلۀ آدم و حواست
گه سورۀ «والیل» و گهی سورۀ «والشمس»
گه بر سر دست نبی و حیدر و زهراست
در مصحف زیبای رخش سورۀ مریم
در عطر بهشتی نفسش روح مسیحاست
او مثل علی بر همۀ خلق، امام است
حکمش همه جا حکم خداوند تعالاست
گر جنگ کند، جنگ بوَد بر همه واجب
ور صبر کند، صبر برای همه زیباست
هر نکته که او گفت خدا گفت خدا گفت
هر امر که او خواست خدا خواست خدا خواست
هر چند حیات دین، از خون حسین است
با صبر حسن، قامت اسلام بوَد راست
ما پیرو صلح حسن و جنگ حسینیم
امر است ز مولا و اطاعت همه از ماست
گر امر به صلح آید، یا حکم به نهضت
اسلام همان پیروی از گفتۀ مولاست
این صلح بوَد سخت‌تر از غزوۀ خیبر
این صبر همان صبر علی در دل اعداست
یارب تو گواهی که به هر واقعه ما را
بر دامن اولاد علی دست تولّاست
با خون دل شیعه نوشتند ز آغاز
دینی که خدا گفته تولّا و تبراست
یاران ولایت همـه‌جا عبد خدایند
آنان که جدا از حسنینند، جدایند
*******************************
در مدح حضرت امام حسن
جنّت نشانی از حرم توست یا حسن
فردوس سائل کرم توست یا حسن
تنها نه آسمان و زمین عالم وجود
در زیر سایۀ علم توست یا حسن
عرش خدا مدینه، دل انبیا بقیع
جان شمع روشن حرم توست یا حسن
عالم اگر ثنای تو گویند صبح و شام
تا صبح روز حشر کمِ توست یا حسن
سرتا به پات حسن خداوند سرمد است
آیینـۀ تمـامْ نمـای محمّـد اسـت
**************************
دریای نور در دهنت آفریده‌اند
آیات وحی در سخنت آفریده‌اند
سرتا به پات آینۀ حسن کبریاست
در بین پنج تن حسنت آفریده‌اند
انفاس آسمانی عیسی مسیح را
از لحظه‌های دم زدنت آفریده‌اند
بینایی دو دیدۀ یعقوب را درست
از بوی عطر پیراهنت آفریده‌اند
سرو ریاض آرزوی ختم انبیا
                                                      باغ بهشت یاسمنت آفریده‌اند
آیینۀ محمّد و زهرا و حیدری
از هرچه گفته‌اند و نگفتند برتری
**********************
منظومۀ نبوّت و شمس امامتی
الگوی عزّت و شرف و استقامتی
در چارده کریم که روح کرامتند
مشهورتر به لطف و عطا و کرامتی
با نام تو جحیم شود بوستان گل
تنها به یک نگاه شفیع قیامتی
بی مهر تو تمام عبادات جن و انس
در حشر نیست غیر زیان و غرامتی
تا حشر بر ریاض جنان ناز می‌کنم
گـر باشدم شبی به بقیعت اقامتی
***************************
دورم اگر ز صحن و سرای بقیع تو
چشمم بوَد به پنجره‌های بقیع تو
هر روز صبح، مرغ دلم ز آشیان خود
پرواز می‌کند به هوای بقیع تو
با آنکه نیست قبه و ایوان حائرش سبقت برد ز کعبه، صفای بقیع تو
بوی بهشت می‌وزد از خاک زائرت
ای جان عالمی به فدای بقیع تو
پیوسته زائـر حـرمت روح انبیاست
بالله قسم حریم تو آغوش کبریاست
***************************
تو مظهر خدایی و جان پیمبری
قرآن مصطفی به سر دست حیدری
هم دومین وصیِ رسول مکرمی
هم اولین سلالۀ زهرای اطهری
باید سرود مدح تو را با زبان وحی
کز وصف جن و انس و ملایک فراتری
حُسن خدا به حُسن تو دیدار می‌شود
چون حُسن بی‌حدود خدا را تو مظهری
هم صبر توست حکم خدا هم قیام تو
در هر دو حال بر همه مولا و رهبری
چون و چرا به کار تو خود کفر دیگر است
چـون و چـرا بـه کـار خداوند اکبر است
****************************
ای دین حق به صبر تو پاینده یا حسن
صبرت حدیث نهضت آینده یا حسن
صبر تو بود تیغ خداوند در غلاف
صلحت به خصم، ضربۀ کوبنده یا حسن
صلح تو و معاویه؟- باور نمی‌کنم
دشمن ز کار توست سرافکنده یا حسن
تو خود تمام دینی و او خود تمام کفر
او تیرگی، تو مهر فروزنده یا حسن
تا بود، بود حق به وجود تو پایدار
تا هست، هست دین ز دمت زنده یا حسن
شمشیر شیر حق همه جا در نیام توست
«میثم» همـاره پیرو صلح و قیام توست
*****************************
سرود میلاد ولادت امام حسن
امشب از بیـت کبریـا
سـر زد انـوار جلی
روشن شد بر رخ حسن
چشم زهرا و علی
از شعف محشر شد امشب      وجد پیغمبر شد امشب
مرتضـی گردیــده بابــا          فاطمه مادر شد امشب
یا حسن عیدت مبارک
این حُسن حیّ سرمد است
جان عالم به فداش
این سر تـا پـا محمّد است
جان عالم به فداش
شد جهان خلد مخلّد            یا محمّد یا محمّد
از بهشـت حق‌تعالـی          میوۀ قلبت خوش آمد
یا حسن عیدت مبارک
این مـاه ختـم الانبیـا
ایـن مـاه مـاه خـداست
این شمع جمع اهل‌بیت
رویش مصباح هداست
زادۀ خیـرالانـام است           رهبر صلح و قیام است
در قعود و در قیامش           بر همه عالم امام است
یا حسن عیدت مبارک
یا‌بن‌زهرا امام حسن
تو مولای همه‌ای
مـرآت حسـن کبریـا
فرزند فاطمه‌ای
سیّدی رو سوی ما کن           لطفـی از بهر خدا کن
تـو کریــم اهـل‌بیتـی            بر همه عیدی عطا کن
یا حسن عیدت مبارک
امشب خورشید عارضت
شد شمع محفل ما
امشـب دور مدینـه‌ات
گــردد مـرغ دل مـا
ای سرو جانم فدایت           ای دلم صحن و سرایت
بایـد امشب یا‌بن‌زهرا            جان دهـم بـر رونمایت
یا حسن عیدت مبارک
*****
 
                                     سرشك ديده‏ها مي‏بارد امشب
محبت از شما مي‏بارد امشب
 
ولايت، مغفرت، بركت، عنايت
 
ز عرش كبريا مي‏بارد امشب
 
شب وصل مناجاتي دلان شد
 
اجابت با دعا مي‏بارد امشب
 
كرامت مي‏نوازد سائلان را
 
سپهر هل اتي مي‏بارد امشب
 
به شوق مجتبي در خلوت خود
 
ببين چشم خدا مي‏بارد امشب
 
 گشا چشم و صفاي ياسمن بين
 
خدا را مست ذكر يا حسن بين
 
 
خوش آن‏عشقي كز اسراروجوداست
 
جهان بي عشق تاريك و كبود است
 
 تولّي و تبرّي اصل دين است
 
ملازم بودنش سر صعود است
 
 ولايت جلوه در ماه خدا كرد
 
به لبهاي محبان اين سرود است
 
 قسم بر ذات شهراللّه اعظم
 
حسن سر منشاء احسان وجود است
 
 قسم بر صبر و مظلومي و غربت
 
حسن نشناس بدتر از يهود است
 
 حسن مصباح راه متقين است
 
كه مي‏گويد مذّل المؤمنين است؟
 
جهان او را به غربت مي‏شناسد
 
فلك او را به رأفت مي‏شناسد
 
 هواي نفس در صلحش نبوده
 
خدا او را به عصمت مي‏شناسد
 
 سگي كه لقمه از دستش گرفته
 
وجودش را به رحمت مي‏شناسد
 
 علي كه اشجع كرّار باشد
 
گلش را بر شجاعت مي‏شناسد
 
 فضاي كوچه سرد مدينه
 
بحق او را به غيرت مي‏شناسد
 
 ملائك صبر او را دوست دارند
 
طواف قبر او را دوست دارند
 
 دل اين ايزد نما را مي‏پرستد
 
گل اين عطر وفا را مي‏پرستد
 
 به خالش روزها در سجده هستند
 
شب اين ماه ولا را مي‏پرستد
 
 اگر شرك است اين دل را بسوزيد
 
كه عمري مجتبي را مي‏پرستد
 
 به دشنامي كه شامي عبد او شد
 
دعا نه ناسزا را مي‏پرستد
 
 اگر باشد عذاب حق به دستش
 
دلم جُرم و خطا را مي‏پرستد
 
 كه مي‏گويد كه او وجه خدا نيست؟
 
پرستيدن سزاي مجتبي نيست؟
 
 من عبدم آن نگار بي بدل را
 
برم آن نام احلي من عسل را
 
 به ياد آورده‏ام روزي كه بشكست
 
به دستان الهي‏اش هُبَل را
 
 به برق خنجر حيدر نشانش
 
ادب آموخت آشوب جمل را
 
 بحق آموخت درس حق شناسي
 
به روز امتحان امّ الدَّغل را
 
 براي بغض او، اُمّ المعاصي
 
چرا كافي نداند اين علل را
 
 دلش را خانه الحاد مي‏كرد
 
از آن مولا به زشتي ياد مي‏كرد
 
 به خصم ساغر و پيمانه لعنت
 
به گلچين گل ريحانه لعنت
 
 به آن هيزم به دستاني كه از كين
 
زدند آتش در ميخانه لعنت
 
 به صيّاد قسي القلب بي رحم
 
كه صيدش را كشد در لانه لعنت
 
به آن دستي كه ياس فاطمي را
 
كند مسموم در كاشانه لعنت
 
 به جسم لانه گونش خنده مي‏زد
 
به آن لبخند دژخيمانه لعنت
 
 الهي دلبر دور از وطن، كو؟
 
شب جشن حسن، ابن الحسن كو؟
*****مسير عشقبازان سوي يار استزمين عشقبازي کوي يار استبه هر جان بنگري بيني خدا راکه دائم در تجلي روي يار استاگر دعوت شدي در اين ضيافتز يمن مقدم نيکوي يار استشب قدري که قرآن گشته نازلهمه قدرش ز عطر بوي يار استاگر دلها در اين شبها خدايي استبدان ماه مبارک مجتبايي است*****حسن سرمايه ي زهرا و حيدرمبارک سوره ي قرآن داوردليل برکت نسل محمدحسن زيباترين تفسير کوثرپس از جد و اب و ام، مجتبي هستبراي چهارده معصوم، سرورز يا محسن اگر حاجت بخواهيقسم بر او بده، با ديده ي تربود نزد خدايش آبرو داربه نام او گنه از دوش بردار*****خدا را شکر نامت بر لب ماستکه نام تو صفاي مکتب ماستحسينت بر تو ما را رهنمون استرسيدن بر تو اوج مذهب ماستاگر اهل مناجات خدايينگاه تو صفاي هر شب ماستنه که امشب، تمام عمر سوگندحسن جان يا حسن جان يارب ماستدو چشمت از گدا خسته نباشددرت بر سائلان بسته نباشد*****نبي هنگام ديدار تو، مدهوشکه ديدار تو از سر مي برد هوشبدي ديگران و خوبي خودکني با حُسن خلق خود فراموشادب سازي کني، در کودکي همبه نزد مرتضي هستي تو خاموشبود عمري که از زهرا بخواهيمکند ما را به راه تو کفن پوشاگر از نام ثاراله مستيمرهين لطف و احسان تو هستيم*****تو قرآن کريم و راستينيخداوند کرم روي زمينيتمام سوره ي المؤمنونيکه فرزند اميرالمؤمنينيز تو کم خواستن نوعي گناه استتو دست باز رب العالمينيتو آني که بدون شک بگويمحسين و کربلا مي آفرينيتو با صلحي که اندر کوفه کردي مسير عشق را مکشوفه کردي*****الا اي که به هر دوران غريبينشان تو بود، جانان غريبيمعاويه تو را بهتر شناسد که تو در لشگر ياران غريبيزيارتنامه هم حتي نداريقسم بر تربت ويران غريبيامام دوم خانه نشينيز نامردي نامردان غريبيتو کودک بودي و غربت کشيدي
تو مادر را به خاک کوچه ديدي
****هيچ کس زيباتر از تو يوسف زهرا نديددلبر کنعان تو را بهر تماشا برگزيدحاتم از احسان به شهرت آمد و يوسف ز حُسنحُسن و احسان را کسي جز پيش تو يکجا نديدخاک پايي از گدايان تو را حاتم گرفتزين سبب احسان او را عالم و آدم شنيدسايه اي از سايه ات افتاد بر آئينه ايخطي از آن سايه نقش يوسف کنعان کشيدچون گِل پاک تو را دست خدايي مي سرشتذرّه اي از خاک تو افتاد و حُسن آمد پديديوسف آل عبايي فاطمه سر مست توچهره اي زيباتر از رويت خدا کي آفريدميهمانان زليخا دست خود بُبريده اندهر که رخسار تو را ديد از هر دو عالم دل بريدتا برون آيي ز خانه پشت در صف بسته انديک مدينه بر خريدت با همه هستي رسيدمنهم از خيل خريداران تو هستم وليدست خالي آمدم بر درگهت با صد اُميدتو همان وجه خدايي و کريم اهل بيتقامت هستي براي سجده بر پايت خميدجود و ايثار و سخاوت ريزه خواران توأند
عشق را ديدم که مستانه به سويت مي دويد
**