پیرکرده داغ تو موی سفیدم کن نگاه

ای بستر خوش خوفته زینب امد بهر تو

دیگر از خواهر به جز خاکستری شد بهر تو

مبا دا برانی مرا از درت

به پهلوی بشکسته مادرت