X
تبلیغات
zakere shams - مناجات (زمزمه های شبهای قدر)

zakere shams

وبلاگ شخصی ذاکر اهل بیت علیهم السلام حجت الله حسن زاده(ذاکرشمس)

مناجات (زمزمه های شبهای قدر)


الهـی بـه خوبـان عالم قسم

به هفتاد و دو اسم اعظم قسم

به عالم به آدم به خاتم قسم

ز پا اوفتادم تو دستم بگیر

اجرنا من النار یا مجیر

دلم گشته بیمار و خواهم دوا

که جز تو کند حاجتم را روا؟

به زنجیر نفس و به بنـد هوا

اسیرم اسیرم اسیرم اسیر

اجرنا من النّار یا مجیر

 به لطف و عطای تو خو کرده‌ام

رضــای تــو را آرزو کـرده‌ام

بـه درگاه عفـو تـو رو کرده‌ام

تو عفوم نما و تو عذرم پذیر

اجرنـا من النّار یا مجیر

منم نخل خشک و گنه، بار من

اجـل آیـد از بهـر دیـدار من

تو آگاهـی از جرم بسیـار من

تو هستی سمیع و تو هستی بصیر

اجرنـا من النّـار یا مجیر

اگر چـه گنهکـار و آلوده‌ام

بـه امید عفـو تـو آسوده‌ام

پر از مهر مولا علی بوده‌ام

از آن دم که مادر مرا داده شیر

اجرنـا من النّـار یا مجیر

الهـی! من اقـرار کـردم بدم

و لیکن تـو گفتـی بیا، آمدم

به خاک تو روی توسل زدم

شدم زار و شرمنده و سربه‌زیر

اجرنـا من النّـار یا مجیر

سازگار

*****

اگر بسوزی به قعر نارم

ز قلب آتش ندا برآرم

که من به جز تو کسی ندارم

خدای منان خدای غفار

الغوث خلصنا من النار

هزار کوه گنه به دوشم

به دیده اشکم به دل خروشم

ندای عفوت بود به گوشم

تویی کریم و من گنهکار

الغوث خلصنا من‌النار

تمام عمرم گناه کردم

که روز خود را سیاه کردم

ولی به عفوت نگاه کردم

به چنگ عصیان شدم گرفتار

الغوث خلصنا من النار

ز بار عصیان قدم خمیده

ز غصه جانم به لب رسیده

مگر ببخشی به اشک دیده

عبادتم کم گناه بسیار

الغوث خلصنا من النار

به دیده اشک و به دل شراره

نه تاب آتش نه راه چاره

تویی که خواندی مرا دوباره

کرم نمودی بر این گنهکار

الغوث خلصنا من النار

به خون عباس و عون و جعفر

به حلق خشک علی‌اصغر

به اشک لیلا به فرق‌ اکبر

به اشک زینب در آن شب تار

الغوث خلصنا من النار

اگر رد استم اگر بد استم

نه راه زهرا به کوچه بستم

نه پهلوی فاطمه شکستم

به خون محسن به آل اطهار

الغوث خلصنا من النار

سازگار

*****

فقیـر و درمانـده گدا و مسکینم

تمام هستم هست گناه سنگینم

به نامه‌ام غیـر از گنـه نمی‌بینم

فقط تو را فقط تو را العفو

الهنـا العفو الهنا العفو

دوبـاره برگشتـم دوبـاره راهم ده

خودت قبولم کن خودت پناهم ده

ثوابی از رحمت بـه هر گناهم ده

به درد من ذکرت بود دوا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفو

به عفوت از خجلت هماره آبم کن

دوباره عبـدت از کـرم خطابم کن

بگیـر امیـدم را سپس جوابـم کن

امید از این درگاه برم کجا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفـو

هوای نفسم شد به هـر نفس قاتل

به روی غیـر تـو بسی گشودم دل

اگر چه من عمری شدم ز تو غافل

تو خود مرا از لطف بزن صدا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفــ

پس از هزاران بار که توبه بشکستم

ره نجـاتم را ز هــر طـرف بستم

هنـوز هـم یـارب امیــدوار استم

گفتم و می‌گویم به هر دعا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفـو

چو نامـۀ جرمم سیـه شده رویم

به درگهت دائم علی علی گویم

مگر به نـام او رضـای تو جویم

شوی به مهر خود ز من رضا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفـو

تن ضعیفم را نظـاره کن یارب

نامۀ جرمم را تو پاره کن یارب

تمام دردم را تو چاره کن یارب

بسویم از رحمت دری گشا العفو

الهنـا العفـو الهنـا العفـو

سازگار

*****

بس‌که به روی شانه‌ام کوه گنه کشیده‌ام

شکسته‌ام شکسته‌ام خمیـده‌ام خمیده‌ام

نوید لطف و رحمت و عفو تو را شنیده‌ام

این من و این عطای تو این تو و این خطای من

خدای من خدای من

الـه من! الـه من! الـه من! الـه من!

نگه مکن نگه مکن بـه نامۀ سیاه من

دود گنه به سوی تو بسته ره نگاه من

دست عنایت تو گر        شود گره‌گشای من

خدای من خدای من

رفیق من تویی تویی حبیب من تویی تویی

قرار من تویی تویی شکیب من تویی تویی

دوای من تویی تویی طبیب من تویی تویی

ذکر خوشت بود دوا        به درد بی‌دوای من

خدای من خدای من

تو خالقی تو داوری تو اعظمی تو اکبری

تو از همـه کریم‌تـر تـو از همـه فراتری

گمان نمی‌کنم مرا به سوی دوزخت بری

مگر نه خلق کرده‌ای    بهشت را برای من

خدای من خدای من

به نـام تـو بـه ذکـر تـو همیشه ابتدا کنم

به هر نفس که می‌کشم خدا خدا خدا کنم

اگر بـری بـه دوزخـم باز تـو را صدا کنم

رود ز نـار قهر تو         به آسمان صدای من

خدای من خدای من

اگر به دام معصیت هماره مبتلا شدم

اگر چه با معایبم اسیـر صد بلا شدم

با همه روسیـاهی‌ام زائر کربلا شدم

تو خود بگو چه می‌شود    ثواب کربلای من

خدای من خدای من

چه می‌شود چه می‌شود مرا ز من جدا کنی

فراری‌ام فراری‌ام خـودت مـرا صدا کنی

مـرا بـه راه کربـلا بخـوانی و صدا کنی

بـه درگـه اجـابتت      همین بود دعای من

خدای من خدای من

سازگار

*****

خدای مهربان! اگر من بدم

تو خود مرا صدا زدی آمدم

نمی‌کنی ز درگه خود ردم

استغفرالله و اتوب الیه

مرا برای طاعت آفریدی

ولی به غیر معصیت ندیدی

خمیده از بار معاصی قدم

استغفرالله و اتوب الیه

تو خواندی از لطف و کرم بنده‌ام

من از عنایات تو شرمنده‌ام

این من و این گناه بیش از حدم

استغفرالله و اتوب الیه

ببین چه آورده گنه بر سرم

ببخش از لطف و عطا و کرم

به حیدر و فاطمه و احمدم

استغفرالله و اتوب الیه

گرچه گنهکارم و آلوده‌ام

بندۀ لطف و کرمت بوده‌ام

لطف تو می‌خواند و می‌بخشدم

استغفرالله و اتوب الیه

دلم بود به عفو تو متکی

تو خود گواهی که من از کودکی

دست به دامان حسینت زدم

استغفرالله و اتوب الیه

منم گنهکارتر از هرکسی

فزون بود جرم و گناهم بسی

وای اگر کنی از این در ردم

استغفرالله و اتوب الیه

سازگار

*****

[ دوشنبه هفدهم تیر 1392 ] [ 9:14 قبل از ظهر ] [ حجت الله حسن زاده(ذاکرشمس) ] [ ]